|
نابودی ام اس می توانم چون می خواهم
| ||||
|
آخرين مطالب
لینک دوستان
|
خب چی بگم؟ زلزله ای که در مشهد آمد ما را که تا سر حد مرگ ترسوند فقط وقتی ماندانا دستم رو گرفته بود که از پله ها بیام پایین داشتم به بم فکر میکردم و اینکه اصلا می تونیم از ساختمون بیرون بریم یا نه که زلزله تمام شد و من در حالی توی راه پله بودم که ظرف بستنی توی دستم بود و اصلا نمی دوننستم این برا چی همراهمه بعد که همه به خونه هامون برگشتیم کسری به من می خندید و میگفت که بابا این بار با ظرف عدس توی خیابون در حال عدس خوردنی چون آن موقع ماندانا برام یک کاسه عدس آورده بود. خب عیبی نداره به ما بخندید. در حالی که ما حدود 100 کیلومتر از مرکز زمین لرزه دور بودیم چنان شیشه ها صدا کرد که هممون حسابی ترسیدیم. حالا که اینجور شد اصلا دوستتون ندارم. [ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 14:50 ] [ سعید میرزایی ]
|
درباره وبلاگ ![]() خدایا دوستت دارم چون دوست داشتنی هستی دوستم داشته باش چون دوست داشتنی هستم. 09377367984 09377368193 این تلفن های تماس منه بعد از ساعت 6 عصر در خدمتم.
آرشيو مطالب
امکانات وب
| ||
