|
نابودی ام اس می توانم چون می خواهم
| ||||
|
آخرين مطالب
لینک دوستان
|
سلام چند وقت پیش کسری یک کاری کرد که حسابی عصبانی شدم. جریان از این قرار بود که چشمش عفونت کرده بود و صبح که از خواب بیدار شد یک چشمش چسبیده بود و باز نمی شد خلاصه ما چشمش را باز کردیم بعد من هی یک چشمم را کوچیک می کردم و یک شکل بدترکیب از خودم در می آوردم و می گفتم کسری ننه چرا اینطوری شدی؟؟؟؟؟ خلاصه یک بار دو بار سه بار اینکارو کردم اصلا یادم نیست چند بار تا اینکه کسری عصبانی شد و گفت که اصلا خوبه من هم به تو بگم ( هوی ام اسی خلاصه با میانجی گری ماندانا قصه به پایان رسید در حالی که کسری داد میزد بابا از روی من بلند شو. گفتم بهش یک بار دیگه این حرف را بزنی بلایی به سرت می آرم که نگو. هر چند که بعدا پشیمون شدم و واقعا تقصیر خودم بود. دوستتون دارم ۱۰۰۰ تا [ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 11:46 ] [ سعید میرزایی ]
|
درباره وبلاگ ![]() خدایا دوستت دارم چون دوست داشتنی هستی دوستم داشته باش چون دوست داشتنی هستم. 09377367984 09377368193 این تلفن های تماس منه بعد از ساعت 6 عصر در خدمتم.
آرشيو مطالب
امکانات وب
| ||
